باز غم
شنبه 12/3/86 8:31 صبح| | نظر
در تب آتشفشان غم مذابم کرده ای
فصل فصل امتحان است و خرابم کرده ای
چشم تو رمز حضور لحظه های عاشقی است
با سکوت آخر چشمت عذابم کرده ای
من به امواج دلت، دل را سپردم شب و روز
روز و شب دل را شکستی، اشک نابم کرده ای
زهره و ماه است و شب های غزلناک جنون
رفته ای در جستجوی خود شهابم کرده ای
در هوای ابری شعرم همیشه می وزی
دوستت دارم بماند که جوابم کرده ای